زندگی دل بستن و دل کندن است
حاصل این قصه تنها ماندن است
زندگی یعنی تهی اندر تهی
بر نداشتن های خود بالیدن است
زندگی یعنی ز سوز هجر یار
قطره اشکی شدن باریدن است
زندگی یعنی ز بیداد زمان
همچو برگی در خزان رقصیدن است
زندگی یعنی شکست ناگزیر
کاخ رویاها زهم پاشیدن است
زندگی با گریه چون آغاز شد
از ستم های فلک نالیدن است
زندگی گاه فرار از دردها
در پس درهای بسته مردن است
در پی آسایش یک روزه ای
جاده بی منتها پیمودن است
راه رفتن بر فراز پرتگاه
زیر پای خویش را نادیدن است
سال ها عشق و وفا اندوختن
وان به لبخند گلی بخشودن است
زندگی یعنی صدایی بی صدا
زیر بار آرزو جان دادن است
نظرات شما عزیزان:
نغمه 
ساعت0:48---15 بهمن 1391
آموخته ام که وابسته نباید شد ، نه به هیچکس و نه به هیچ رابطه ای …
و این نشدنی ترین اصلی بود که من آموختم ! پاسخ:
سلام
ولی من آموختم وابسته شدن اصل زندگیست .ولی نیاموختم به که یا به چه ؟
نیاموختم نباید هر جا و به هرکس وابسته شد .
از نظر قشنگتم ممنونم و ممونم که برات ارزش داشتم .
|